تبليغاتX
::. سنگ صبور .::

سنگ صبور

درباره وبلاگ

 
 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

نوشته های پیشین

 

هفته چهارم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته سوم تیر 1384

 

پیوندها

 

مهدی عشق من بید
نازی آموزش ارایشگری
فرهید
خاموش ترین چراغ
سایتی که نمی خوام کسی بدونه
::.

 

ارتباط با من

 
نام:
ایمیل:
سایت:
پیغام:
 

 
 

طراح قالب

 

 
 
من یه چند وقتی نستم اگه اشک ریختید شاید اومدم
2 نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 
دوست داري با كلاس بشي ؟


اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "

اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟

2 نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 
یه جمله عشقولانه
وعشق واژهایست که خداوند آن را آفرید

                            خداوندا چگونه عشق ورزیدن را به من بیاموز

                                                               خود چگونه زندگی کردن را خواهم آموخت

2 نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 
من خیلی خوبم
فقط اومدم بگم من خیلی خوبم

                                                        

2 نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 
قلب
دوباره سلام

دستتو بزار رو قلبت این ساعت عمرته که داره تیک تاک می کنه جالبه همونی که بهت زندگی می ده شماره معکوس را شروع کرده منتظر باش ولی معطل نشو. تحمل کن ولی توقف نکن . قاطع باش ولی لجباز نباش . صریح باش اما گستاخ نباش بگو اره اما نگو حتمی.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 

 

من یه چند وقتی نیستم راستی عید فطر هم تبریک می گم اگه خیلی گریه و زاری کردید شاید بیام

بای

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 
تفاوت زنان و مردان

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد
تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش
خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است
كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشونداغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار: 
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 
قلب شیشه ای
می گویند شیشه ها قلب ندارند

اما وقتی روی بخار شیشه نوشتم دوستت دارم

آرام گریست ...

دوستان به خدا بی وفایی نکنید

  با دل خسته آشنایی نکنید

  یا وفا کنید تا آخر عمر

یا اصلا آشنایی نکنید

حالا که امروز تنبلی گذاشتم کنار بیام یه جک براتون بگم 

پسر به تحریر فروش: آقا کارتی دارید که روش نوشته باشه من فقط تو را دارم وترا می پرستم

تحریر فروش:بله داریم

پسر: پس بی زحمت ۱۹ تا بدین

 عجب شیر تو شیری این دنیا

 

2 نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 

برای تو ...

 

هروقت دلت گرفت ؛ هروقت آسمون برات مثل هميشه آبی نبود ؛ هر وقت احساس کردی داری زير بار مشکلات خورد ميشی ؛ هروقت حس کردی ديگه به درد هيچ کاری نمی خوری ؛

هروقت حس کردی که خيلی بی مصرف و پوچی ،

هروقت حس کردی خيلی تنها شدی ،

به اون بالا نگاه کن .

ته دلت با اون خلوت کن . اونی که هميشه همراهته ، ولی تو نمی بينيش .

اونی که هميشه مراقبته ولی تو بی خبری .

اونی که طاقت نمياره تو يه گوشه غمگين بشينی .

اونی که فقط صفتش بخششه و سراسر صفاست .

به اونی فکر کن که برات بارون ميفرسته تا تو زير بارون قدم بزنی و تازه بشی .

به اونی فکر کن که هر روز رنگ آسمونو عوض ميکنه تا برات يکنواخت نباشه

به اونی فکر کن که نميزاره تنها بمونی .

از اون بخواه . فقط از اون کمک بگير .

به چيزهای قشنگی که برات هديه فرستاده فکر کن .

به پدر و مادر و دوستای خوبت .

ببينم چند وقته به چشمای مادر و پدرت خيره نشدی ؟

چند وقته که صورتشونو نبوسيدی ؟

چند وقته که صداشون نکردی ؟

چند وقته که تنهايی  رو خودت برای خودت ساختی ؟

بی حرکت نشستی !!

که چی بشه ؟

تا کی؟

تا خودت نخوای هيچوقت تغييری نمی کنی

تا خودت نخوای که به مشکلات غلبه کنی هيچ کس نمی تونه کمکت کنه .

پاشو .

يه ياعلی بگو و آستين همتو بالا بزن .

پاشو به دورو برت خوب نگاه کن .

اينهمه قشنگی .

اينهمه زيبايی .

اينهمه کسانی که ميتونی حداقل تنهاييتو با اونها قسمت کنی . اما تو نمی خوای .

تو ميخوای فقط يه گوشه کز کنی و بگی اين سرنوشت منه ؟

سرنوشت توی دستای من و توست .

سر نوشت با همت خودمون رقم زده ميشه .

پاشو . وقت داره ميگذره .

عمر رفته برای هيچ کس بر نگشته و برای تو هم هيچ وقت بر نميگرده .

به مشکلات نيشخند بزن قبل از اينکه توی چنگالش اسير بشی .

دستتو محکم به ريسمانی که خدا برات ميفرسته گره بزن .

نترس

برو جلو

هر وقت از هر چيز ترسيدی برو سمتش .

برو توی دلش . اينطوری ديگه ترس برات معنی نداره .

فقط بجنب . وقت کمه .

 اما اگه بخوای و همت کنی توی اين وقت کم خيلی هم وقت زياد مياری .

فقط پاشو .

زودتر .

موفق باشيد!


2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 
عشق چیست؟

عشق چیست

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "استاد در جواب گفت: " به

گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام

عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی

تا خوشه ای بچينی! "شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "

چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت

تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."استاد گفت

: " عشق يعنی همين! "
شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "استاد به سخن آمد که : " به

جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به

عقب برگردی! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد

را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب

کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: " ازدواج

هم يعنی همين

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384 توسط سعید  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Digital Keyvan
All Rights Reserved

Free Web Counter
Free Hit Counter example: